وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

سلام بر همه. دیروز بمعنای حقیقی معنای فسفر سوزاندن سیاسی برای برخی از ماها اندکی مشخص شد. یعنی به معنای حقیقی کلمه عقل و احساس داشت به تته پته می افتاد. بینابین بحث بر سر مصداق دکتر احمدی نژاد، احساس می گفت این همه بحث مهمتر؛ حالا چه ضرورت است که بیاییم با چند جمله ی مشایی در باب مکتب ایرانی، گفته ی وی را مکتبی مقابل اسلام معنا کنیم! اما عقل از سوی دیگر می گفت در محکمه ی الهی اگر باری تعالی بپرسد دلایلی که برایتان حجت شرعی شد که آقا محمود را بکوبید، چه ها بوده است... خلاصه شاید مصداق آقای احمدی نژاد اولویت نباشد، اما فکر کردن پیرامون بررسی مبنایی عملکرد ایشان کاری بسیار نفس گیر است. شاید کسی بیاید و بگوید 11 روز خانه نشینی ایشان تقابل با ولایت است؛ آن دیگری بگوید تاخیر چند ماهه ی آقای خامنه ای در دوران ریاست جمهوری شان در موضوع معرفی میرحسین به عنوان نخست وزیر به مجلس را پس چطور تحلیل می کنید، با آنکه امام بارها گفته بودند که میرحسین را معرفی کنید. این وسط اصلا مهم نیست که تکلیف 11 روز را چطور حل کنیم، یا اینکه تاخیر آقای خامنه ای در نسبت با موضع امام درباره ی بکارگیری میرحسین در منصب نخست وزیری را چطور بررسی کنیم؛ بلکه مسئله ی مهم، تعریف ولایت پذیری است که لابلای حب و بغض ها دارد گم می شود و برخی از ما با یک سایه روشن از مبانی، داریم فکر می کنیم در بستر سیاست، انقلابی گری می کنیم. پس باید نه تنها پا روی پدال ترمز گذاشت، بلکه دستی را هم کشید و عجالتا سنگی هم پشت چرخ گذاشت و به خود مجال تامل و اندیشیدن متقیانه داد... فعلا...

  • پوریا سرداریان

نظرات  (۲)

در مسئله‌ی اخلاق، این نکته را هم عرض بکنم - این را بعداً میخواستم عرض کنم؛ چون میترسم وقت بگذرد، جلوتر عرض میکنم؛ زیرا جزو اساسی‌ترین مسائل است - پرهیز از قول به غیر علم، از غیبت، از تهمت. من خواهش میکنم شما جوانهای عزیز به این مسئله اهتمام بورزید. همین طور که در زمینه‌های مختلف اهتمام به طهارت عملی دارید - به نماز اهتمام دارید، به روزه اهتمام دارید، به پرهیز از تعرضهای جنسی اهتمام دارید - به این مسئله هم اهتمام داشته باشید. اگر چنانچه ما چیزی را به کسی نسبت بدهیم که در او نیست، خب این میشود تهمت. اگر چنانچه چیزی را بگوئیم که به آن علم نداریم؛ مثلاً یک شایعه است - یک نفری یک حرفی را از قول یکی نقل میکند، ما هم همان را دوباره تکرار میکنیم - خب، این کمک کردن به شایعه است، این شایعه‌پردازی است؛ قول به غیر علم است. قول به غیر علم، خود قولش هم اشکال دارد، عمل کردن به آن امر غیر معلوم و بدون علم هم اشکال دارد؛ «و لا تقف ما لیس لک به علم». «لا تقف»، یعنی چیزی را که علم به آن نداری، دنبال نکن، دنبال نرو. دنبال کردن، هم در زمینه‌ی عمل هست، هم در زمینه‌ی گفتار هست. وقتی شما یک چیزی را گفتید که به آن علم ندارید، این هم اختفاء امری است که انسان به آن علم ندارد. لذا دنبالش میفرماید: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا».
حق و باطل و راست و دروغ بد جوری به هم پیچیده شده !
تحلیل رو واقعاً سخت کرده .

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی