وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

اگر از من بپرسند که چرا اینقدر علاقه به کتاب خواندن داری، خواهم گفت که شاید در گذر ایام فرصت نکنم با خیلی از بزرگان و اهل هنر و ادب بنشینم، گپ بزنم و از اندوخته ی وی بصورت حضوری حظ ببرم؛ اما همان حظ در میان سطور کتاب های همین اهل هنر و ادب خفته است. کافی است کتابش را برداری و صفحاتش را تورقی کنی تا شیرینی آن حظ، یکجا بکامت ریخته شود.

اما شیرین تر آنکه نویسنده آن کتاب نیز هم ولایتی ات باشد و با زبان و گویش خودت قلم زده باشد.

برای ما بجنوردی ها این ها همه یکجا در کتاب شیرین «آبنبات هل دار» جمع شده است. شخصیت اصلی کتاب یک بجنوردی است که در کمرکش داستان و در حال و هوای سالهای جنگ تحمیلی، پیش آمدهای جالبی را از سر می گذراند. جالب تر اینکه بسیاری از سطور هم به لهجه ی شیرین بجنوردی نگاشته شده است. انگار که در کوچه خیابان های شهر داری با یک بجنوردی قدیمی گپ می زنی.

بهانه ی خواندن این کتاب شیرین یک طرف، مسابقه ی کتاب خوانی خندوانه و بودنِ این کتاب در لیست مسابقه هم طرف دیگر؛ یک تیر و دو نشان. هم کتابی شیرین بخوان و هم در یک مسابقه ی خوب شرکت کن.

مهرداد صدقی، نویسنده ی آبنبات هل دار هم در توصیف کتابش گفته که خیلی سعی کرده است چنان بنویسد که خواننده حین مطالعه، غم و اندوهش را فراموش کند و لحظات فرح آمیزی را در گیر و دار مطالعه تجربه کند.

ما هم پیشنهاد می کنیم به شما که خواندن این کتاب را از دست ندهید؛ اگر هم در خواندن تعجیل کردید و به مسابقه ی خندوانه هم رسیدید و دستِ بر قضا برنده هم شدید، سهم ما در جایزه تان محفوظ!

 

  • پوریا سرداریان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی