وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

سلسله یادداشت های «یقه دیپلمات»1

 

حق هم داریم. اگر غیر این باشد خلاف رویه است.

وقتی فی المثل در دانشکده مکانیک اصول طراحی یک توالت فرنگی استاندارد بهمان تدریس می شود، آن وقت ما با یاد گرفتن فن طراحی آن، می شویم مهندس و می آییم به کشور خدمت کنیم، هر طرف که می رویم، می بینیم نیاز ملت در این عرصه (گلاب به روی مبارکتان) به آفتابه هست. آن وقت اصول طراحی توالت فرنگی را به جان آفتابه می ریزیم، ماحصل این مهندسی پیچیده مان، می شود یک آفتابه چپ اندر قیچی.

این مثل را تعمیم دهید به هر آنچه که نیاز بومی مان است و ما مابه ازاء  فرنگی آن را در دانشگاههامان می خوانیم. نخواستم از علوم انسانی مثال بزنم، چرا که اگر این مثال در علم مهندسی برای برخی جنبه ی بی مبالاتی داشته باشد، یقینا مثال علوم انسانی برایش جنبه ی توهین خواهد داشت، بگذریم.

همین اختلافات مبنایی و معرفتی است که باعث می شود به اندازه چند سال نوری از فهم سخنان آقا روح الله و حضرت آقا جدا باشیم.

مثلا امام در صفحه 148 از جلد 12 صحیفه نور می فرمایند: «ما در برابر دولت امریکا با همۀ قدرتش مقاومت می‌کنیم و از هیچ قدرتی نمی‌ترسیم. ما باید بر امریکا غلبه کنیم و او را در همۀ منطقه شکست دهیم. ما تسلیم بی‌عدالتی نخواهیم شد و با ستمگران کنار نخواهیم آمد. ملت عزیز ایران! شما شرقِ تجاوزگر و غربِ جنایتکار را به وحشت انداخته‌اید. هیچ گاه با هیچ قدرتی سازش نکنید که یقین دارم نمی‌کنید و هرکس در هر مقام که خیال سازش با شرق و غرب را داشت، بی محابا و بدون هیچ ملاحظه‌ای او را از صفحۀ روزگار براندازید که سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام و مسلمین است.»

خب این امام را ما چقدر شناخته ایم؟ مگر جایی فرصتی پیش آمده که اصلا امام را بشناسانندمان؟ اصلا مگر برایمان شناخت امام نان و آب می شود یا مدرک و پست؟ ما را با همان احساس وظیفه ی دم دم های انتخابات تنها بگذارید...

اصلا بگذریم از مباحث معرفت شناسانه و اپیستمولوژیک و بگذریم از مرور صحیفه ی امام؛ مگر ما کم حافظه شدیم که از یک سوراخ دوبار نیش بخوریم؟ البته اگر یک فرد نرمال باشیم، بایستی اینگونه باشیم. وگرنه که تکلیف دروغ گو را آن ضرب المثل مشخص کرده؛ دروغ گو، کم حافظه هست.

 

چرا از تجربه مان متنبه نمی شویم؟

استاد پناهیان می گفتند: «هنگامی که ابوموسی اشعری به عنوان نمایندۀ امیرالمؤمنین(ع) در حال مذاکره با نمایندۀ معاویه در محل مذاکرات بود، امیرالمؤمنین(ع) به او نامه‌ای نوشتند که این نامه در نهج البلاغه آمده است. حضرت در این نامه از قیامت، آرمان‌های رسول خدا(ص) یا ارزش‌هایی که باید حاکم شود، سخن نگفت. بلکه با ادبیات واقع‌بنیی سخن گفت و فرمود: «ای ابوموسی! تجربه را زیر پا نگذار، کسی که به تجربه و عقل بی‌اعتنا باشد شقیّ است»(إنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ نَفعَ ما اُوتِیَ مِنَ العَقلِ و التَّجرِبَةِ؛ نهج‌البلاغه/نامه ۷۸) شما می‌دانید که شقیّ به هر کسی نمی‌گویند، مثلاً به کسی مثل ابن ملجم می‌گویند شقیّ.

امیرالمؤمنین(ع) از ابوموسی اشعری می‌خواست که به تجربه بی‌اعتنا نباشد. یعنی اگر می‌دانی که اینها فریبکار هستند، فریبشان را نخور. تو که عمر و عاص را می‌شناسی و می‌دانی که فریبکار هستند، پس حواست باشد. ولی ابوموسی اشعریِ نادان و خیال‌پرداز، به توصیۀ حضرت گوش نکرد.

حالا عمر و عاص، چگونه ابوموسی اشعری را فریب داد؟ یکی از حربه‌هایش این بودکه آن‌قدر در میز مذاکره به ابوموسی اشعری احترام گذاشتند. با همین احترام‌هایی که عمر و عاص به او می‌گذاشت، ابوموسی اشعری احساس کرد که طرف مقابل انصاف دارد. ابوموسی اشعری با معاویه مخالف بود ولی با امیرالمؤمنین(ع) هم مخالف بود و می‌خواست وسط را بگیرد و خیلی معتدل و میانه حرکت کند و به جای جنگ، آرامش را برقرار کند. ولی در نهایت فریب دشمن را خورد.»

 

 

یک نگاهی هم به سخن حضرت آقا اگر بیندازیم، داستان این تجربه برایمان روشن تر می شود: «هر جائی که در اثنای مذاکره ببینند طرف مقابل یک حرف منطقی ای میزند و آنها کم می‌آورند، در مقابل ایران همان جا مذاکره را قطع میکنند؛ میگویند ایران حاضر نیست حرف بزند! شبکه‌های خبری و سیاسی هم دست آنهاست؛ تبلیغات میکنند. این را ما تجربه کردیم. در این ده پانزده سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد که آمریکائیها سر یک موضوع مشخصی به مسئولین ما پیغام دادند، اصرار کردند که یک امر خیلی لازمِ فورىِ فوتىِ واجبی است، بیاید بنشینیم یک صحبتی بکنیم. خب، مأمورین دولتی - معمولاً یک نفر، دو نفر - رفتند یک جائی نشستند صحبت کردند؛ بمجرد اینکه حرف منطقی اینها بیان شد و آنها جوابی نداشتند، یکجانبه مذاکره‌ها قطع شد! البته استفاده‌ی تبلیغاتیشان را هم کردند. این، تجربه‌ی ماست. خب، «من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة». [این مصرع حضرت حافظ، معادل است با آزموده را آزمودن خطاست]»

 

 

حالا آقایان یقه دیپلمات، با ریش های آنکادر؛

نه از تبعیت ولایی با شما سخن می گوییم.

نه از آخرتتان.

نه حتی ازمبانی معرفتی

بالاغیرتا به تجربه تان احترام بگذارید. نکند زلف تان باز در وعده وعید هایشان گره بخورد.

 

والسلام

 

پ ن: گروهی در واتس آپ و تلگرام با همین عنوان «یقه دیپلمات» راه اندازی شده است. سلسله یادداشت های با این نام، هر پنج شنبه شب، ساعت 23 ابتدا در این شبکه های اجتماعی منتشر می شود.

دوستانی که راغب به ورود به این گروه هستند، عبارت یقه دیپلمات را به همراه شماره تماسشان، به صورت خصوصی از طریق واتس آپ یا تلگرام، به شماره 09333535303 ارسال فرمایند.

 

 

 

  • پوریا سرداریان

نظرات  (۱)

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

 

هم میهن ارجمند! درود فراوان!

 با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن

"وب بر شاخسار سخن "

هر ماه دو یادداشت ملی میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.

خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

 

آدرس ها:

http://payam-ghanoun.ir/

http://payam-chanoun.blogfa.com/

[گل]

 

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی