وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

چو ئن لای، سر پل نفوذی برای تعدیل نگرش انقلابی

 

چین در دوره ی رهبری مائو، یک کشور کمونیستی بود؛ به عبارت دیگر یک کشور ایدئولوژیک و انقلابی تلقی می شد. مائو طی انقلاب فرهنگی که در چین انجام داده بود، سعی در جا انداختن اصول زندگی انقلابی در بین مردم کشورش را داشت و بشدت سبک زندگی غربی را نفی می کرد. نخست وزیرِ مائو، شخصی به نام «چو ئن لای» نام داشت؛ یک تحصیل کرده ی در آمریکا و شخصی معتدل. وی با تعدیل اصول انقلاب چین در طی یک بازه ی حدود سی ساله، عادی سازی ارتباط با جهان غرب را فراهم میکند. در این یادداشت ها در پی تبیین چگونگی سیر استحاله شدن انقلاب چین در بستر مذاکره با آمریکا طی یک فرآیند طولانی مدت هستیم. در نخستین یادداشت، در پی پاسخ به این سوالیم که با وجود مائو به عنوان یک شخصیت انقلابی محکم، نخست وزیری طولانی مدت چو ئن لای در کنار وی چگونه قابل تعریف است؟ چراکه مطالعه ی شخصیت چو ئن لای نشانی های فردی را میدهد که جهت گیریهای فکری و ایدئولوژیک او در مقابل مائو تعریف شده و به عنوان فردی با فکر باز، توسعه خواه و بدون عقاید رادیکال نسبت به کمونیسم نشان داده شده است. حضور این دو کنار یکدیگر چگونه ممکن شده است؟

 

بخشی از پاسخ این سوال در شخصیت مائو، بخش دیگر در شخصیت و رفتار چو ئن لای و بخشی هم در نوع نگرش و نحوی تعامل غرب با «چو» نهفته است.

در مورد تیپ شخصیتی مائو آمده است که: «اگرچه مائو جریان آزاد اندیشه را در هم کوبید و حوزه ی فکری را تک قطبی کرد، اما حامی تمرکزگرایی در دولت نبود. برخلاف لنین و استالین که تمرکز در ساختار سیاسی و اقتصادی را برای سوسیالیسم لازم می دانستند، مائو در سراسر زندگی اش با تمرکزگرایی جنگید. تجربه ی دهه ها جنگ چریکی به وی یاد داده بود که گذاشتن همه تخم مرغ ها در یک سبد خودکشی است، مهم نیست چه کسی مواظب سبد است»

دنگ شیائوپنگ، رهبر چین پس از مائو هم در توصیف چو ئن لای چنین می گوید: «بدون حضور فعال نخست وزیر چو در صحنه، انقلاب فرهنگی بدون شک عواقب هولناکتری را به بار میآورد و بدون نخست وزیر چو، انقلاب فرهنگی آنقدر به درازا نمیکشید... ما با هم وارد مسیر انقلاب شدیم.... خوشبختانه او از هیاهوی انقلاب فرهنگی جان سالم به در برد ولی ما قربانی آن شدیم. او در جریان انقلاب فرهنگی در وضعیت بینهایت دشواری قرار گرفته بود؛ چیزهایی گفت و کارهایی کرد که به میل خود او نبود، اما مردم اکنون از سر خطاهای او گذشته اند؛ چون میدانند که اگر او اینگونه رفتار نمیکرد جان خودش هم به خطر می افتاد و آنگاه دیگر قادر نبود نقش مهم خنثی سازی را بازی کند و مانع ضرر و زیان سنگین بشود. او از همین راه جان بسیاری از مردم چین را نجات داد »

هنری کسینجر، مشاور امنیت ملی آمریکا در دوران نیکسون درباره ی «چو» و جایگاهش در قدرت چین، چنین می گوید:

«دوام عمر سیاسی مرد شماره دو در یک حکومت مطلق و خودکامه کاری پرمخاطره است. شخصیت شماره دو در چنین حکومتی  باید آنقدر خود را به رهبر مقتدر نزدیک نگاه دارد که دیگر فضایی برای رقبا باقی نماند. در همین حال این فاصله باید طوری تنظیم و مدیریت شود که به رهبر احساس خطر دست ندهد»

 

- رهبر انقلاب چین با ایجاد ملغمه ی مدیریتی جهت پخش کردن ترکش های مخالفان در بین جناح های مختلف

- شخصیت «چو» با رو نکردن عقاید غیر انقلابی خود در برهه های اولیه انقلاب برای باقی ماندن در حلقه قدرت

- و نیز تلقی آمریکایی ها از «چو» به عنوان یک مسئول ارشد حکومتی با ظرفیت کوتاه آمدن از ایده های انقلابی و تعامل با غرب،

سه گانه ای شد که باعث گردید چو ئن لای به صورت طولانی مدت، نخست وزیر مائو باقی بماند. نخست وزیری که توانست به عنوان کاتالیزور فرآیند استحاله انقلاب چین در لیبرالیسم عمل کند و سر پل نفوذ غرب در یک کشور انقلابی غرب ستیز گردد.

 

«مائو زدونگ» رهبر چین و بنیان گذار حزب کمونیست


«چو ئن لای» در کنار «هنری کسینجر»


در نوشتار بعدی به بررسی روش «چو» در زمینه سازی برای برقراری رابطه ی آمریکا با چینِ انقلابی خواهیم پرداخت.

  • پوریا سرداریان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی