وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

جوانی از جهت فشار مشکلات اقتصادی، به کدخدای ده بغلی پناه آورد، تا مشکلش را حل کند.

کدخدای دِه بغلی، جوان را خوش بر و روی و نیازمند دید. بدو گفت ای جوان، گلّه ای دارم؛ می خواهم چوپانی اش را بر عهده بگیری.

جوان ذوق کرد و لپّش گل انداخت.

کداخدا که قرمزی لپ را دید، گفت از آنجا که خیلی جوان وارسته ای هستی، اگر برایم چهارسال چوپانی کنی، دختری نیز به همسری برایت فراهم می کنم

جوان مجدد لپّش گل انداخت. وی به کدخدا گفت برای خطبه ی عقد چه کنیم؟

کدخدا گفت: من حقوقدانم؛ خودم امورات را انجام می دهم.

جوان و کدخدا به پای عقد رفتند.

کدخدا نوشت: سرکار خانم باکره فلانی به عقد آقای فلانی در می آورم...

جوان گفت چرا ننوشتی دوشتیزه؟ چرا نوشتی سرکار خانم باکره؟ این هر دو که یکی است و از قضا، ترکیب اولی بهتر.

کدخدا گفت: من حقوقدانم؛ خیالت راحت.

جوان پس از عقد، به سمت حجله رفت. حجله را که پس زد، جوانی با لب پشت سبز شده را کنار خانم دید.

جوان متعجب شد و از کدخدا ماجرا را پرسید.

کدخدا گفت: جوان! من حقوق دانم و چیزی خلاف واقع به شما نگفتم. من نوشته بودم خانم با کُرّه؛ نه خانمِ باکره!

 

پ ن: هفت قرآن به میان فکر نکنید ماجرای این عقد، به مانند ماجرای برجام هست ها.

  • پوریا سرداریان

نظرات  (۱)

از خودتون بود یا کپی؟  چون از اول هدف اونا دبه کردن بوده هر طور هم قرارداد رو میبستن باز آخرش یه دبه ای میکردن .


پاسخ:
سلام
یک تشکر اساسی باید از رئیس جمهور حقوق دان نمود
تاثیر استکبار ستیزی و آمریکا ستیزی که در دل برجام به ارمغان آمد، با دهها برابر کار فرهنگی به ارمغان نمی آمد
روحانی مچکریم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی