وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

وبلاگ نعلبکی

کلام بزرگان را باید در نعلبکی تحلیل ریخت تا بتوان نوشید

گزارش اول؛ ساعت 9:20 تا 9:35 (بخوانید «ثلث 9- 11 اسمی»؛ توضیحش طلبتان در پی نوشت یکم)

همه ی داستان، از ارسال این پوستر

به پست الکترونیکی ام شروع شد که موسسه طلوع فرستاده بود. ما هم که اگر بی ادبی نشود «فرهنگ باز»!؛ رخت و کلاه کردیم به سمت تقاطع سمیه و پل حافظ.

پک اول مراسم که چنگی به دل نزد؛ یک پوشه ی پلاستیکی خسته با چند لاخ کاغذ و البته یک کنکوی شیک. (کنکو همان canco است دیگر) ناگفته نماند یک ژتون ناهار هم آن لابلای چند لاخ کاغذ خود را مخفی کرده بود که استتارش دیری نپایید لو رفت

پنل اول را در سین (به این مفهوم هم در پی نوشت دوم عرض ارداتی می کنیم)، زده بودند ساعت 9-11، با سه فقره استاد و یک فقره مدیر پنل. باز خدا خیرشان دهد که مثل بقیه ی جاها نگفتند کارگاه که آدم یاد تراشکاری و این چیزها بیفتد، یا نگفتند میز گرد که آدم بگوید کو گردیش؟ گفتند پنل که آدم لااقل بگوید آمده ایم یک جای سانتی مانتال. البته با موضوعی کامل آنتی سانتی مانتال (دقت شود به واج آرایی آنتی سانتی!!!)

گزاف گویی موقوف؛ جدی می شویم.

القصه؛

پای سخن حجت الاسلام و المسلمین دکتر بابایی که نشستیم، باب جدیدی را به رویمان گشود، در مواجهه با پیاده روی اربعین. بحث بر سر استفاده از ظرفیت های فرهنگی و تمدنی کنگره ی عظیم اربعین حسینی بود. حرکتی که از نظر کمیت در پهنه ی تاریخ بی سابقه بوده است؛ از نظر کیفیت هم همچنین.

سخن را با دو نکته آغاز کردند.

نکته اول: نقطه ی عزیمت بحث را می گیریم امت، یعنی همان کلان ترین واحد اجتماعی که در قرآن آمده است. امت در رابطه بین انسان با انسان است که شکل می گیرد. وقتی نظام مناسبات انسانی سامان یابد، هسته مرکزی آن می شود همین امت.

نکته دوم: نقطه ی عطف بحث را هم می گیریم انسجام.

درباره ی انسجام نظریه های متعددی وجود دارد. از نظریه ی شریعت ظاهریون بگیرید، تا نظریه سنت عرفانی آقای نصر؛ از وجود قرآن که موجب ادبیات و جهان بینی مشترک می شود، تا نظریه ی شخصیت کاریزما که هاتسن گفته است. یک نظریه مشترک بین یهودی ها و مسیحیان هم هست که می گوید عامل درد و رنج موجب انسجام می شود؛ چنانکه در کتاب «خشونت و تمدن» هم کشتن مسیح عامل انسجام گشته است. شاید بی راه نباشد که یهود هم با برپا کردن نمایشگاههای هولوکاست، در جستجوی انسجام بخشی با محور قرار دادن این عامل رنج و درد خود است.

اما آنچه در پیچ و خم این نظریات در برابر دیدگان ما می درخشد، نظریه ی «حب» است. نظریه ای که در بستر اربعین حسینی نمود می کند و انسجام بخشی می آفریند. حب به یک ابر مرد شهید، حب به ثار الله.

چهار عنصر اساسی در این عامل انسجام خوابیده است که بایستی برجسته شود:

1-     مساله ی رثا؛ یعنی همان غم نسبت به شهادت فجیع اباعبدالله. راستی تا حالا فکر کرده بودید به این قضیه که در مصیبت، انسجام ایجاد می شود یا تفرق؟!

2-     مساله ی حماسه: گاهی آدمی بخاطر داشتن ها رنج می برد و گاهی بخاطر نداشتن ها. از دست دادن شخصیتی صاحب فضائل که یادش به آدمی غرور می دهد، انسجامی می آفریند پیرامون عزا برای این شخصیت حماسی.

3-     مساله ی عقلانیت: اباعبدالله در نظرگاه ما یک شخصیت از دست رفته نیست، بلکی شخصیتی مملو از علم و فضائل است؛ فلذا اقامه ی عزای او، اقامه ی یاد عالمی است فاضل. بیراه نیست اگر بگوییم اقامه ی علم مجسم است و فضل موسّع.

4-     مساله ی ایمان: اسلامیت یک تمدن را آنگاه که می خواهیم در بوته ی آزمایش توزین کنیم، با ظاهر اسلامیش هست که می سنجیمش، نه با باطنیاتش. ما هیچ وقت با ایمانیان محک نمی زنیم؛ بلکه با تعمیق ایمانیات و ازدیاد معنا، نفاق ها را می زداییم تا آن ظاهر اسلامی، سره شود. فلذا تلاش برای این تعمیق ایمانی، آن ظاهر اسلامی را اصیل خواهد کرد.

اگر این مقولات انسجام بخش را به ضمیر ناخودآگاه زائران اربعین بنشانیم، قطعا یک رفتار تمدن سازانه از خود بروز داده ایم، رفتاری که امت را ان شاءالله در بستر همین کنگره ی عظیم به انسجامی نیک، متمایل خواهد کرد. تبیین و تحلیل نقش رثا، حماسه، عقلانیت و ایمان، ذیل این حب فوران یافته در وجود زائران اربعین، می شود آن حرکت تمدن زا.

 

سرریز گزافات!

پی نوشت:

یکم: ثلث می شود یک واحد از سه واحد. یعنی اگر پنلی سه استاد دارد و زمانش را تعیین کرده اند، 9-11؛ خب سهم هر استاد می شود ثلث 9-11. اسمی هم که مشخص است. توان اسمی را که حتما شنیده اید. یعنی توان در حالت ایده آل. این ساعتی هم که روی برگه نوشته شده بود یعنی ساعت ایده آل؛ و از آنجا که اگر قرار باشد ما سر وقت کار کنیم از آن بی نظمی دل انگیز کارهای فرهنگی مان فاصله می گیریم، لذا همیشه ساعات از پیش تعیین شده را به دید اسمی لحاظ می کنیم.

دوم: سین همان حرف قبل شین نیست.بلکه همان برنامه ی انجام نشدنی است که آرزویش را داریم.شاید هم وجه تسمیه اش این باشد که اگر آرزو دست یافتنی باشد دیگر آرزو نیست، سین هم اگر انجام شدنی بود که دیگر سین نبود، بلکه یک چیز دیگر بود. چه می دانم، مثلا شین.

پنل سه استاده و یک مدیره مذکور

حجت الاسلام والمسلمین دکتر بابایی


منتظر «گزارش دوم: 9:35 تا 9:50» باشید.

  • پوریا سرداریان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی